دو تا بزنم توی سرت؟!

 هر چیزی قلق خودش را دارد. تا وقتی قلقش را نفهمیده باشی، هرچقدر هم که بلوف بزنی و دلت را خوش کنی، باز هم بلد نیستیَش! تا وقتی که نفهمی قلق هدفونت که یک گوشش بر اثر جویدن سیمش نصفه نیمه کار می کند، چیست، هدفون به درد هیچ جای زندگیت نخواهد خورد هیچ، بلکه با از این گوش به آن گوش پریدن هایش اعصابت را به هم خواهد ریخت. باید قلقش را بفهمی، این که اگر سیمش را کمی به سمت پایین فشار دهی و دو سه بار بزنی توی سرش و بعد بپیچانیَش دور هر چیز دم دستت و بعد فیلیپی کار می کند حتی بهتر از اولش!

 

مثلا هیچ کس نمی تواند بفهمد گوشیت وقتی هنگ می کند و صفحه ی لمسیَش هیچ فرقی با گوشی های دهه ی اول اختراع موبایل نمی کند، چه طور باید به حال اولش بازگردانده شود؟ یا وقتی مموری خودش را شناسایی نمی کند یا وقتی شارژش ته کشیده و نمی گذارد آهنگ گوش بدهی، از چه راه دررویی می توان دوباره آهنگ گوش داد؟

 

آدم ها هم همین اند. آن ها هم قلق دارند، فقط به دست آوردن قلق آدم ها مثل هدفون و موبایل نیست. آدم ها با دوتا بزن توی سرش و سه بار خاموش و روشنش کن و بعد فلان دکمه را بزن و بهمان کار را بکن، درست نمی شوند. آدم ها باید کشف شوند، باید کشفشان کنند!

 

فقط می دانید آدم ها باهوشند، هدفون و موبایل وقتی قلقشان را کشف کنی دیگر کشف کرده ای و برو حالت را ببر! ولی آدم ها باهوش‌ اند، آدم ها قلقشان را عوض می کنند. بعد شما می مانید و آدمی که باید از اول قلق یابی شود، از اول کشف شود!

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
مهدی

جالب بود. به خصوص آخرش: «... ولی آدم ها باهوش‌ اند، آدم ها قلقشان را عوض می کنند. بعد شما می مانید و آدمی که باید از اول قلق یابی شود، از اول کشف شود!»

مجال خواه

بعضی آدم‌ها، اما قلقشان عوض هم شود، دیگر کاری ندارد.. آدم همان آدم است، لذتت را می‌بری.. اما یک جاهایی آدم‌ها، نمی‌خواهند قلقشان را ساده پخش و پلا کنند، حتی وقتی می‌فهمیَش، تغییرش می‌دهد، پیچیده‌تر! البته، فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها اصلا قلق ندارند؛ خودشان می‌ایند، می‌نشینند کنجِ دَلت، نمی‌روند هَم، هر دو لذت می‌برند این بار .. + دوست داشتیم..