دیوونه خونه

من همین الان خوندن reading کلاس زبان رو تموم کردم و منتظرم مهران قسمت سوم انیمه رو ببینه بیاد صوبت کنیم. بعد پوشه دانلودا رو باز میکنم، یه نگاهی به آهنگای جدید الدانلود، که بعله! این آلبوم نصفه نیمه ی قدیمی که امروز دانلود کردم رو باز می کنم. چاوشی شروع میکنه به خوندن:

 

این دل شکسته رو میخوام چیکار، دل پینه بسته رو میخوام چیکار؟

وقتی چشم تو صدام نمیزنه، این صدای خسته رو میخوام چیکار؟

 

بعد از اون جایی که من اگه غمگین باشم آهنگای بپر بپر و "حالا همه باهمم" نمی تونن سرحالم بیارن، برعکس این موردم صدق میکنه. مثلا همین الان هی تکون تکون میخورم میگم " منو از یاد ببر، بذار از یاد برم" 

 

یادم نیست یه جا خونده بودمش یا همین الان خودم گفتمش که "هر آدمی نیاز داره بعضی وقتا غمگین باشه!"

 

می دونین من الان حالم خوبه! خیلی خوبه! بعد الان دارم فک میکنم شب خواب چی ببینم؟ خواب این که سوار موتور زرد و مشکیم و دنبال راه در رفتن از زندون یا دنبال موتور زرد و مشکیم برای در رفتن از زندون؟

 

من خوبم! با هر سه تا تفنگدارام صوبت کردم امروز! همشون میخندیدن، هیشکدوم غمیگین نبودن، همشون یا با دست زدن پشتم و گفتن "خوشم اومد ازت!" یا پشت تلفن پرسیدن "شام چی دارین؟" یا باهام قدم زدن و تیلیک و تیلیک لرزیدن!

 

من خوبم! خیلی!

 

انجام شده در شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ به دست دیوونه نظرات () |

Design By : Mihantheme