دیوونه خونه

" من هیچ وقت آدمی خرتر از شماها ندیدم! "

 

امروز هزاربار این جمله رو تکرار کردم. می دونین کلمه "خر" استفاده های بهینه ی زیادی داره و خب من روزی صدبار از این کلمه استفاده می کنم که فقط معدود آدمایی می تونن بفهمن فرق " معلم خر " با " عجب معلم خریه! " چیه! 

 

همون طور که از شواهد امر برمیاد استفاده های زیادی واسه کلمه خر دارم ولی هیچ وقت کلمه "خر خوب" رو استفاده نکرده بودم و خب اگه انتظار دارین که امروز استفادش کرده باشم اشتباه می کنین! من هنوز فرصت استفاده از این کلمه رو پیدا نکردم. من فقط زل زدم تو چشمای دوتا خر خوب و دلم می خواست داد بزنم "شماها دوتا خر خوبین! " ولی نذاشتن! می بینین حتی فرصت نمیدن ازشون تعریف کنی!

 

خب امروز درحالی که از پس یه کلاس چرند و یه سردرد چرندتر براومده بودم برای زنگ تفریح پامو از کلاس گذاشتم بیرون و یه ثانیه بعدش صدای غفاری بود که می گفت برم معاونت پایین!

 

با ذکر سلام و صلوات رسیدم جلوی در معاونت و خیلی مشکوک بود اوضاع! در معاونت بسته بود و اصلا چرا منو صدا نزده بودن بالا؟

 

آروم درو باز کردم و اتاق تاریک تاریک بود و محض اطمینان به صندلی ناظمم نظری افکندم ولی اتاق کاملا خالی بود که یهو این دوتا خر خوب از پشت در پریدن بیرون و......بهتر از این نمی تونستن غافلگیرم کنن!

 

خب حدس بزنین چی واسم خریده بودن؟ یه نسخه از خودشون! 

 

الان دوتا پت و مت گنده تکیه دادن به پله های تختم و دماغای گندشون از آینه اتاقم دیده میشن. 

 

هی شما دوتا! دوتا لبخند گنده ی همیشگی کاشتین رو لبم! :)

 

پاتریک پته، یه جورایی پرروتر به نظر میرسه! :D

انجام شده در شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ به دست دیوونه نظرات () |

Design By : Mihantheme